پژوهش حاضر با هدف بررسی گرایش به تفکر انتقادی و سواد فناوری با عملکرد آموزشی در بین معلمان مقطع ابتدایی شهرستان شبستر انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر، تمامی معلمان زن مقطع متوسطه شاخه ابتدایی شهر شبستر برابر با 450 نفر میشد. نمونه آماری تحقيق با فرمول کوکران برابر با 207 معلم از دبیران شهرستان شبستر است. روش نمونه گيري در این پژوهش، در بخش آمار توصیفی از نمودار ستونی یا میله ای وجدول فراوانی با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده میشود و در بخش آمار استنباطی بخش آمار استنباطی از ضریب همبستگی پیرسون و رگسیون چند متغیره با استفاده از نرم SPSS استفاده میکنیم.و ابزار تحقيق، پرسشنامه مهارت هاي تفكر انتقادي و سواد فن آوری، عملکرد آموزشی، پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد کهبین تفکر انتقادی با عملکرد آموزشی در بین معلمان ابتدایی شهرستان شبستر رابطه معنی داری وجود دارد با توجه به تجزیهوتحلیل آماری در فصل چهارم ضريب همبستگي پیرسون براي اين دو متغير 411/0 ميباشد. سطح معنيداري مشاهده شده برابر 011/0 میباشد که از سطح معنيداري استاندارد (5% = ) کمتر است پس این فرضیه پذیرفته میشود. و بین سواد فن آوری با عملکرد اموزشی در بین معلمان ابتدایی شهرستان شبستر رابطه معنی داری وجود دارد، سواد اطلاعاتی متغیر پیشگویی بسیار مناسبی برای عملکرد آموزشی معلمان می باشد، ضريب همبستگي پیرسون براي اين دو متغير 395/0 ميباشد. مقدار عدد معنيداري مشاهده شده برابر 0.000 میباشد که از سطح معنيداري استاندارد (1% = ) کمتر است پس فرضیه دوم نیز پذیرفته میشود. با فرض اطمینان 99/0 درصد می توان نتیجه گرفت که سواد اطلاعاتی تأثیر مثبتی و معنی داری بر عملکرد آموزشی معلمان دارد بدین معنی که هرچه سطح سواد اطلاعاتی معلمان بیشتر شود عملکرد شغلی آنان نیز بالاتر می رود.
پژوهش حاضر به بررسی رابطه سرسختي و شادكامي با باورهاي مذهبي دانشجويان كارشناسي ارشد رشته¬هاي (روان¬شناسي تربيتي، مشاوره و كودكان استثنايي) دانشگاه آزاد اسلامي واحد شبستر در سال تحصیلی 96-1395 پرداخته است. جامعه آماری پژوهش، مشتمل بر کلیه دانشجویان مقطع فوق لیسانس در رشته¬های روان¬شناسی تربیتی، مشاوره و کودکان استثنایی مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شبستر بود، که حجم آن 80 نفر بودند. حجم نمونه 67 نفر بود که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده که دارای شاخص های مورد قبول روایی و پایایی بودند، عبارتند از: پرسش نامه عمل به باورهای دینی( معبد 2) (1380) با مقدار پایایی 97/0، پرسشنامه سرسختی روانشناختی اهواز(1377) با مقدار پایایی 84/0 و پرسشنامه شادکامی آکسفورد (1390) با مقدار پایایی 90/0. این پژوهش از نوع همبستگی بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون هاي همبستگي و آزمون رگرسيون چند متغیره ی آمار استنباطي استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان می دهند که بین متغیر سرسختی روانشناختی با باورهای دینی دانشجویان رابطه ی مثبت و معنادار وجود دارد. بین متغیر شادکامی با باورهای دینی رابطه ی مثبت و معنادار وجود دارد. از میان متغیرهای سرسختی روانشناختی و شادکامی به عنوان متغیر پیش بین، متغیر شادکامی دارای نقش پیش بینی کننده برای باورهای دینی دانشجویان می باشد.
پژوهش حاضر بهمنظور بررسی رابطه هوش معنوي و انگیزه شغلی با خود کار آمدی معلمان دوره ابتدایی شهر مرند انجام شد. روش اين پژوهش همبستگی و جامعهی آماري آن شامل كليهی معلمان دوره¬ی ابتدایی شهر مرند در سال تحصيلي 98-97 بود. از اين ميان نمونهاي با حجم 185 نفر آزمودني (105 نفر خانم و 80 نفرآقا) انتخاب شدند. به پرسشنامههاي هوش معنوی پرسشنامه هوش معنوی (کینگ، 2008) و رضایت شغلی مینه سوتا (MSQ) و خودکارآمدی عمومی عمومی (GSE-10) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده گرديد. پس از تجزيه و تحليل دادههاي بهدست آمده از اين پرسشنامهها، يافتهها حاكي از آن بود كه بین هوش معنوی و انگیزه شغلی با خودکارآمدی عمومی رایطه مثبت و معنادار وجود دارد و دیگر این که به جز در زیر مولفه¬های تفکر انتقادی وجودی معنای شخصی به ترتیب مورد تایید تحلیل های آماری بوده و بین زیر مولفه¬های آگاهی متعالی، حالت هوشیاری، انگیزه بیرونی، انگیزه درونی با متغیر ملاک خودکارآمدی عمومی رابطه وجود معنادار و در جهت پیش بینی¬ها وجود دارد.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه ی راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و ادراک از محیط کلاس با سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوم متوسطه شهرستان شبستر در سال تحصیلی 97-1398 انجام گرفت. پژوهش حاضر براساس هدف از نوع کاربردی و براساس نحوه ی گردآوری داده های تحقیق از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دخترمتوسطه دوم شهرستان شبستر درسال تحصیلی 97-1398 به تعداد 673 نفر بودند که از این تعداد 245 نفر با استفاده از فرمول کوکران و با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ی سرزندگی تحصیلی حسین چاری و دهقانی زاده (1391)، پرسشنامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی (MSLG) پینتریچ و دی گورت (2010) و مقیاس فعالیت کلاس من جنتری، گابل و ریزا (2002) بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از Spss23 استفاده شد و برای پاسخگویی به فرضیه های پژوهش از همبستگی پیرسون و روش رگرسیون چندگانه استفاده شد. با توجه به نتایج پژوهش بین سرزندگی تحصیلی با راهبردهای یادگیری خودتنطیمی دانش آموزان دخترمتوسطه دوم شهرستان شبستر درسال تحصیلی 98-1397 رابطه وجود داشت (P<0/02, r=0/730)، بین سرزندگی تحصیلی با ادراک از محیط کلاس رابطه وجود داشت (P<0/02, r=0/665). نتایج تحقیق حاضر نشانگر اهمیت سرزندگی تحجصیلی به عنوان یکی از مولفه های مهم روانشناسی است. بنابراین ارائه آموزش های مبتنی بر افزایش سرزندگی تحصیلی وتقویت راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و ادراک از محیط کلاس دانش آموزان و عملکرد تحصیلی بهتر آنان منجر می گردد.
هدف پژوهش حاضر، پیش¬بینی سبک مدیریت کلاسی معلمان بر اساس آگاهی از روش¬های اصلاح و تغییر رفتار و سبک زندگی می¬باشد. روش تحقیق پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه¬ی معلمان مقطع ابتدایی شهرستان شبستر به تعداد 839 نفر (397 نفر معلم زن و 442 نفر معلم مرد) در سال تحصیلی 94-95 است. روش نمونه گیری مورد استفاده در این تحقیق، نمونه¬گیری به صورت تصادفی طبقه¬ای انجام گرفت. جهت تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد که مطابق این جدول، 233 نفر (110 نفر معلم زن و 123 نفر معلم مرد) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این پژوهش برای جمع¬آوری داده¬ها از پرسشنامه¬های سبک زندگی میلر و اسمیت، پرسشنامه سبك مديريت كلاس ولفگانگ و گلیكمن و پرسشنامه¬ی محقق¬ساخته¬ی آگاهی از روش¬های اصلاح رفتار استفاده شده است. روایی این پرسشنامه¬ها توسط چند تن از متخصصان تایید شد و پایایی آن¬ها نیز بر اساس ضریب آلفای کرونباخ، به ترتیب، 83/0، 85/0 و 82/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده¬های پژوهشی از روش¬های آمار توصیفی و استباطی شامل همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و آزمون t دونمونه¬ای مستقل استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین سبک زندگی و آگاهی از روش¬های اصلاح و تغییر رفتار با سبک مدیریت کلاسی معلمان، رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0 > P) و سبک مدیریت کلاسی معلمان بر اساس سبک زندگی و آگاهی از روش¬های اصلاح و تغییر رفتار، قابل پیش¬بینی است (01/0 > P). علاوه بر این، بر اساس نتایج، بین معلمان مرد و زن در خصوص بین سبک زندگی، آگاهی از روش¬های اصلاح و تغییر رفتار و سبک مدیریت کلاسی، تفاوت معنادار آماری وجود ندارد (05/0 < P).
این تحقیق با هدف شناسایی عوامل موثر بر موفقیت پذیرفته شدگان در آزمون نمونه دولتی در بین دانش آموزان پایه ششم در آموزش و پرورش منطقه آذر شهر در سال 1396 صورت گرفت. پژوهش حاضر از نظر نحوه گردآوری داده ها از نوع تحقیق توصیفی بوده و از نظر هدف نیز از نوع پژوهش کاربردی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان و اولیای دانش آموزان قبول شده در مدارس تیزهوشان آموزش و پرورش آذرشهر بوده که به ترتیب به تعداد 80 نفر معلم و 340 نفر اولیا و در مجموع 420 نفر بودند. از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی و با استفاده از جدول مورگان نمونه ای به حجم 201 نفر انتخاب گردیده که 39 نفر آنان معلم و 162نفر اولیا بودند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته موفقیت دانش آموزان در آزمون نمونه دولتی استفاده شد. برای پاسخگویی به فرضیه های پژوهش از آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. به منظور برآورد پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ برای همسانی درونی برای خرده مقیاس ها و مقیاس کلی پرسشنامه استفاده گردید. با توجه به نتایج ضریب پایایی به روش همسانی درونی یعنی آلفای کرونباخ برای کل مقیاس و همسانی درونی مربوط به عامل های روش یادگیری، انگیزه، تجهیزات آموزشی، ارتباط و درگیری تحصیلی والدین، مدارس اثربخش به ترتیب، 945/0، 705/0، 849/0، 835/0، 852/0 و 857/0 بدست آمد. نتایج مربوط به تحلیل واریانس یک راهه نشان داد، بین دانش آموزان با سطوح وضعیت اقتصادی از لحاظ موفقیت در آزمون نمونه دولتی تفاوت معنی¬داری وجود داشت و با توجه به میانگین گروهها می توان گفت دانش آموزان با درآمد بالا نسبت به دانش آموزان با درآمد پایین دارای میزان موفقیت بالاتری برخوردار بوده اند . همچنین نتایج نشان داد، بین تحصیلات والدین دانش آموزان با موفقیت پذیرفته شدگان آنان تفاوت معنی¬داری وجود داشت و دانش آموزان با تحصیلات والدین کارشناسی ارشد و بالاتر از میزان موفقیت بالایی برخوردار بودند.